آیدین لیقدان قاچان ، کؤلگه ده ایتن
قارانلیقدا کولدا یاتانلار دا وار
مقصدسیز یاشییب آیری یول توتان
عمانا داش- تورپاق آتانلاردا وار
دوز گئتمه ین حقیقتین یولویلا
ایشله مه ین اؤز یوردوندا ائلیله
وجدانینی ناموسونو الیله
اؤزو تک نادانا ساتانلار دا وار
بیلمیر عصمتینی بیلمیر عارینی
سالیر ایاق التدا اؤز ووقارینی
وئریب اؤزگه لره اختیارینی
اؤزگه اتییندن توتانلاردا وار
لال خوروز تک وعده سینده بانلامیر
پیس ایشینده اؤز اؤزونو دانلامیر
ایندییه تک آنلامییب آنلامیر
بوش دانیشیب ارا قاتانلاردا وار
عطیرلی گوللری ازمک ایسته ین
اوزوب یاخاسینا دوزمک ایسته ین
غواصلیق بیلمه ین ، اوزمک بیلمه ین
حسین ، عمانلاردا باتانلاردا وار
هست
کسانی که از روشنائی می گریزند ، زیر سایه گم می شوند
در تاریک و بین خارو خاشاک می خوابند ، نیز وجود دارند
بی هدف زندگی می کنند راه دیگری برمی گزینند
به دریای عمان سنگ و خاک می ریزند، نیز وجود دارند
کسانی که به راه راست نمی روند
در ولایت خود با عرق جبین کار نمی کنند
وجدان و ناموس خود را با دستشان
به نادانهائی مثل خود می فروشند ، نیز هستند
کسانی که عفت و عصمت خودش سرش نمی شود
وقار خود را زیر پا می افکند
اختیار خود را به بیگانگان داده
از دامن بیگانه می گیرند ، نیز هستند
کسی که مثل خروس بی محل سر وقت بانگ بر نمی دارد
خود را به خاطر کار زشت خود سرزنش نمی کند
تا به حال نفهمیده ندانسته
بیهوده سخن گفته و بین مردم را به هم زده ، نیز هست
کسی که دلش می خواهد گلهای معطر را بکند
بکند و بر سینه خود بزند
هنر غواصی و شنا نمی داند
در دریای عمان غرق می شوند ، نیز هست